فریدون مجلسی در گفت‌وگو با پیشران توسعه:
نظامی‌گری عربستان مانع توسعه است

یکی از راه‌های کاهش وابستگی کشورهای خاورمیانه که از منابع سوخت فسیلی برخوردارند و اقتصادشان تا حد زیادی به این منابع وابسته‌ است، حرکت رو به جلو در دانش روز و استفاده از علم و تکنولوژی برای جایگزینی راه‌هایی مانند استخراج نفت است که بالاخره روزی به اتمام خواهد رسید. از طرفی، فناوری اطلاعات و محصولات آن از بهترین و به‌روزترین علومی است که کشورهای پیشرفته توجه خاصی به آن داشته‌اند و به دنبال آن کشورهای درحال‌توسعه نیز بهترین راه را استفاده از همین دانش فناوری می‌بینند. با فریدون مجلسی، کارشناس مسایل خاورمیانه، درباره سند ۲۰۳۰ عربستان با محوریت توسعه فناوری اطلاعات در این کشور، به گفت‌وگو نشستیم. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

یکی از اهدافی که عربستان در سند 2030 برای کاهش وابستگی نفتی در نظر دارد، توسعه فناوری اطلاعات بوده است. این کشور برای رسیدن به اقتصاد غیرنفتی چه موانعی را پیشرو دارد؟

آرزو و تخیل بسیار خوب است؛ حتی برای سیاست‌مداران. همین آرزوها و تخیلات است که کشورها را پیش می‌برد و تحولات را ایجاد می‌کند. از این نظر باید به آن‌ها تبریک گفت و قطعا تا حدود زیادی هم پیش خواهند رفت. مدل محمدبن سلمان مدلی است که در حدود ۹۰ سال پیش در ایران و ترکیه از سوی رضاشاه و آتاتورک دنبال شده بود. منتها آن‌ها کسانی بودند که از بین مردم برخاسته و از مشکلات داخلی خبر داشتند و مدل مدنظرشان نیز اروپای آن زمان بود و برای رسیدن به آن مدل کوشش می‌کردند. بخش‌هایی از این مدل نیز بسیار خوب بود؛ مانند توسعه آموزش‌و‌پرورش، ساماندهی وضعیت کشور، مانند ایجاد یک بوروکراسی پیشرفته که قالب اسکلت‌بندی یک کشور را به وجود می‌آورد و همه اینها با شرایطی که هنوز هم در عربستان وجود دارد، متفاوت است. در عربستان یک نظام قبیله‌ای بر مبنای حکومت یک خانواده بر یک ملت که به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر شده است، وجود دارد و مشکل نیروی انسانی و عقب‌ماندگی فرهنگی و عمومی، مشکلی اساسی است که بن‌سلمان با آن مواجه است. دیگر این‌که او رضاشاه نیست؛ البته رضاشاه نیز اواخر کار دچار فساد و بقا در قدرت شد و تلاش‌هایی که در آن زمان کرد، با مقاومت‌های فرهنگ سنتی مردم مواجه شد؛ مردمی که مایل نبودند بچه‌هایشان را در مدرسه مدرن بگذارند و این را مغایر با اعتقاداتشان می‌دانستند، موافق نبودند دخترانشان به مدرسه بروند چه برسد به دبیرستان و دانشگاه، موافق نبودند پسرانشان به سربازی بروند،‌ موافق نبودند نظام قبایلی و ایلیاتی و خانی برچیده شود و نظام شهری و بروکراسی دیوان‌سالاری که نشان از وحدت ملی یک کشور داشت، جایگزین آن شود. در عربستان یک دوگانگی شدید فرهنگی وجود دارد؛ دوگانگی‌ای که بخشی از آن بر اثر نیم‌قرن ثروتمندشدن عربستان به وجود آمده و باعث شد جوانان به مدارس و دانشگاه‌ها و خارج بروند و برگردند و مدل‌هایی در ذهن دارند که با وضع موجود و سنتی عربستان کاملا متفاوت است. گروه دیگر، قبایل و بدویانی هستند که بر اثر این تحولات فرهنگی، به شهرها روی آوردند و به‌ناچار شهرنشین شدند. به آپارتمان رفتن و ثروت زیادی داشتن (ثروتی که حاصل از نفت و کسب‌وکارهای مختلف است و پرداختن به صنایعی که از سوی شرکت‌های اروپایی و آمریکایی در سواحل عربستان ایجاد شده) و ضمنا رفتن به مدارس و دانشگاه‌ها، زندگی‌ این گروه را متفاوت کرده است؛ اما الگوی اعتقادی‌شان بسیار سنتی است؛ یعنی شهرهای عربستان امروز از جهاتی از 40 سال پیش سنتی‌تر هستند. 40 سال پیش شهرهایی مانند جده و ریاض مرکز اقامت مردمانی بود با فرهنگ دوجهانی؛ اما اکنون آن روستاییان و مردم بدوی که به شهر آمده‌اند، با خودشان فرهنگی را آورده‌اند که بسیار سنتی‌تر و وهابی‌تر است. نسبت به زنان و دخترانشان هم در مقایسه با وضعیتی که در همان ریاض و جده در 40 سال پیش وجود داشت، سخت‌گیرتر هستند. هم‌زمان در همان ریاض و جده و شهرهای پیشرفته‌ عربستان، مدنی‌ها و کسانی که زودتر به آموختن شیوه‌های جدید فرهنگی جهانی پرداختند، زندگی می‌کنند و خواهان آن هستند که مثل اروپا و مکان‌های دیگر که رفتند و دیدند و مدتی در آن‌جا زندگی کردند و درس خواندند، تجربه کنند و این‎‌ها تضاد شدیدی ایجاد می‌کند که شباهت به تضادی دارد که بین 40 تا 50 سال پیش در ایران رخ داد. نطفه‌ دوگانگی فرهنگی که موجب ایجاد یک انقلاب بزرگ در 40 سال پیش در ایران شد، در عربستان بسته شده و محمد بن‌سلمان خبر ندارد در آینده از دو سو با حمله مواجه خواهد شد. یک سو روشنفکران و گروه‌های مترقی خواهند بود که با حکومت یک خاندان بر یک مملکت بزرگ که از حالت حاکمیت بیش‌تر به مالکیت شبیه است، مخالف هستند و دوم بدویانی هستند که با فرهنگ وهابی خود با مدرنیزاسیون به‌شدت مخالف‌اند و این‌جاست که تزلزلی در شیوه حکومت محمد بن‌سلمان به وجود خواهد آمد.

اما بهتازگی جامعه عربستان تغییرات اجتماعی و فرهنگی زیادی را شاهد بوده که شاید در برخی کشورها در مدتی طولانی حاصل شود.

تحولات مهمی در این‌جا رخ نداده است. این‌که به زنان اجازه رانندگی دادند، ۹۰ سال پیش و قبل از آن هم در ایران وجود داشت و هرگز زنی را از این‌که سوار اسبی شود، منع نمی‌کردند و بعد از آن هم به دوچرخه و موتور و ماشین گسترش پیدا کرد و هرگز کسی نبود که با ماشین‌سواری خانم‌ها مخالف باشد، دیگر کسی که در ایران با دوچرخه‌سواری خانم‌ها مخالفت کند؛ یعنی از حکومت عربستان هم عقب‌تر است و می‌خواهد الگوهای روستایی خود را در شهر پیاده کند و این امکان‌پذیر نیست؛ اما در عربستان، تحول بزرگ در همین حدود است یا در حد بازکردن چند کافه و دیسکو و جلوه‌های نمایشی سطحی زندگی شبانه. این‌که سینما تازه در آن‌جا افتتاح شده، تحول بزرگی نیست. سینمای ایران صد سال سابقه دارد. این‌ها تازه اجازه داده‌اند سینما باز شود و زنان و مردان بتوانند به سینما بروند. تعدادی شعار داده شده است، برای جلب نظر غرب؛ چون دیدند وضعیت خودشان به خطر افتاده، درها را از این نظرها باز کردند تا بتوانند موقعیت خود را تثبیت کنند و از حمایت جامعه مدنی عربستان برخوردار باشند؛ اما به همان شدت، حمایت جامعه سنتی را که هنوز هم اکثریت را دارد، از دست می‌دهند و این در عربستان درگیری ایجاد خواهد کرد. ضمنا نمی‌توان منکر شد که ثروت عربستان به‌جز در یکی، دو سال اخیر که صرف خرید حمایت غرب و سفارش‌های نظامی و کارهای بلندپروازانه که به زیان ملت و مملکت و سرمایه‌شان است، اقدامات زیادی انجام داده است. آن‌ها صنعت و پتروشیمی را توسعه دادند که این کارها البته سرمایه ملی عربستان در آینده خواهد بود. ضمنا اگر این‌ها به راه توسعه بروند، دیگر دلیلی ندارد که راه پیموده‌شده برای ما در صد سال را آن‌ها هم در صد سال بروند، آن‌ها می‌توانند ۱۰ سال دیگر هم به این پایه برسند؛ کما این‌که خود ما در ایران با تمام این ادعا و سوابق، باید آرزوی رسیدن به پای امارات و کویت را برای خود بپرورانیم؛ زیرا آن‌ها توانستند از شهرهای امارات عربی یک سنگاپور دوم را در این منطقه به وجود بیاورند و در شرایطی که ما رو به فقر می‌رفتیم،‌ آن‌ها رو به ثروت و ساخت‌و‌ساز رفتند و گروه زیادی از ثروتمندان ایرانی را به خودشان جلب کردند که در آن‌جا شرکت درست کرده و معاملات خود را به علت اعتماد بیش‌تری که به آن بازار داشتند، به امارات انتقال دادند. از این نظر، عربستان وضعیتش رو به بهبود خواهد رفت؛ اما باز هم باید مراقب خود باشند و باید بتوانند حاکمیت مملکت خود را از وضعیت خانوادگی به حالت مشروطه درآورند؛ چون مشروطه‌ای که در ایران بیش از صد سال عمر آن می‌گذرد، در عربستان اصلا صحبتش نیست؛ نه پارلمان و نه رأی عمومی در آنجا هیچ جایگاهی ندارد. آنها باید این مسیر را بپیمایند که بسیار مشکل است و بالاآوردن سطح فرهنگی گروه‌های عوام و روستاییان و اعضای قبایلی که شهرها را پر کرده‌اند، کاری دشوار و فرایندی زمان‌بر است.

با توجه به این موضوع که بنسلمان موانعی را پیشروی حکومت خود دارد، محوریت چشمانداز ۲۰۳۰ با توجه به این تغییرات چه اندازه با انگیزههای سیاسی بنسلمان دنبال میشود؟

بن‌سلمان چون در وضعیت توسعه غرب تحقیق کرده، مشاورانی دارد و برنامه‌ریزی‌هایی دراین‌باره انجام شده است،‌ ضمنا به امارات متحده عربی نیز به‌عنوان یک الگو توجه کرده که چگونه عده‌ای روستایی چادرنشین در مدت ۵۰ سال توانستند به یکی از کشورهای مطرح در عرصه جهانی تبدیل شوند. امارات امروز مرکز رفت‌و‌آمد بین‌المللی است. البته بخشی زیادی از این پیشرفت‌ها، مدیون مشکلات پیش‌روی ایران است؛ چراکه تهران از نظر موقعیت جغرافیایی و حمل‌و‌نقل بین‌المللی شرایط بهتری نسبت به امارات دارد. منتها محدودیت‌هایی که در ایران وجود دارد که مانع از پرواز هواپیماهای تجارتی و ماندنشان در فرودگاه‌های ایران می‌شود. بن‌سلمان به این موارد توجه کرده و مایل است الگوی اماراتی را که برگرفته از جامعه عربستان است، با آن اعتقاد پیش ببرد. وقتی‌ می‌بیند آن روستاییان به یک جامعه‌ شهری پیشرفته تبدیل شده‌اند، می‌خواهد جامعه‌ خود را که سابقه‌ توسعه فرهنگی بیش‌تری دارد، به امید دانشگاه‌های بیش‌تری که در این جامعه است‌ به جلو ببرد؛ اما باید مراقب توده مردم و عوام باشد که در این مواقع می‌توانند ترمز بزرگی به‌شمار روند. به‌ویژه اگر حکومت به دست عوام بیفتد. ‌آن‌ها می‌خواهند ارزش‌های خود را پیاده کنند.

عربستان نگاهی هم به غرب دارد، یکی از موارد مهمی که باعث توسعه کشورهای غربی اروپایی و آمریکایی شده، استفاده از فناوری اطلاعات است و این استفاده گسترش نیز پیدا میکند. عربستان چگونه میتواند از این فرصت استفاده کند و چه اندازه ظرفیت جادادن فناوری اطلاعات را در برنامههای خود دارد؟

فناوری اطلاعات دو معنی دارد؛ یک معنای مدرن که به دانش سایبرنتیک و کامپیوتر و شبکه‌ها مربوط می‌شود که این فناوری‌ها جدیدند و در گذشته نبوده‌اند و یکی آگاهی از مبانی علمی و تکنولوژی است که به صورت کلی مطرح می‌شود. درباره دسترسی‌های علمی در عربستان، این کشور دنبال مدرنیزه‌کردن دانسته‌هاست. دانسته‌ها و مدارس در عربستان زیاد است؛ اما وقتی ۸۰ درصد مطالب به لاطائلات وهابی‌گری مربوط شود،‌ جایی برای توسعه واقعی علم و صنعت و اطلاعات باقی نمی‌گذارد. درحالی‌که اکنون تغییراتی در آن برنامه داده شده و آن‌ها علم به معنای واقعی را در رشته‌های مختلف ترویج می‌کنند. در این بین این را نیز فراموش نکنید که صدها هزار جوان عربستانی در کشورهای اروپایی و آمریکایی در دانشگاه‌های مختلف تحصیل کرده‌اند، زبان‌دان هستند و با اصول علمی آن‌ها آشنا شدند. تفاوت بن‌سلمان با آتاتورک و رضاشاه در این است که آن‌ها در دو جامعه کاملا روستایی و بی‌سواد و بدون پول شروع به کاری کردند و سعی داشتند جامعه خود را از تاریکی قرون گذشته بالا بیاورند و در عرصه‌ بین‌المللی به آن سطح برسانند؛ اما بن‌سلمان کارش را در عرصه بین‌المللی آغاز کرده است؛ با صدها میلیارد دلار ثروت و با جامعه‌ای که قبلا همه‌ آن‌ها باسواد شده‌اند. اگرچه محتوای آن سواد مترقی نبوده اما ‌سواد وجود داشته است؛ یعنی از بسیاری از جهات نمی‌خواهد کاری را از نو شروع کند، بلکه می‌خواهد از امکانات موجود بهره‌برداری بهینه کرده و آن را به یک نظام روزآمد و مدرن تبدیل کند که در برابر این جامعه هم مقاومت خواهد شد و لازمه‌اش این است که سیستم حکومتی خود را نیز دگرگون کند و این نظام مالکانه را که انگار مردم بردگانشان هستند، تغییر دهد که البته در عربستان به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

یکی از برنامههای عربستان تأسیس شهر روباتیک است. فکر میکنید اجرای برنامههایی از این دست چه تأثیری در آینده اقتصادی و سیاستی عربستان خواهد داشت؟

تأثیر بسیار زیادی خواهد داشت. عربستان احتیاج به آب دارد؛ این آب باید با تکنولوژی روز از انرژی خورشیدی به دست بیاید. پس از آن با تخلیه فاضلاب به توسعه کشاورزی می‌پردازند؛ چون جامعه‌شان خشک و غیرقابل کشت است، کشاورزی را به داخل گلخانه‌های عظیم به صورت کشت عمودی درخواهند آورد که این کارها همین حالا هم انجام شده است. عربستان در بسیاری از زمینه‌های کشت، با استفاده از همین روش‌ها در دنیا کم‌نظیر است؛ بنابراین این شهرک روباتیک الگوی آینده را به آن‌ها نشان داده و یادآور می‌شود که باید خود را به شرایطی که حتی بالاتر از درک و شعور امروزی‌‌ است، برسانید. اشکالات بن‌سلمان این برنامه‌ها نیست؛ اشکال او جاه‌طلبی‌هایی است که بر اثر احساس داشتن ثروت و قدرت در سیاست خارجی و تقاضای چنگ‌اندازی و ایجاد امپراتوری شکل گرفته است و در نهایت او را گرفتار خواهد کرد.

یعنی فکر میکنید چنین برنامههایی حتی اگر فعلا در حد رؤیاپردازی باشد، در راستای مثبت و رو به جلو عربستان است؟

همین حالا هم رؤیاپردازی نیست؛‌ واقعیت‌هایی وجود دارد که از جامعه عربستان و منطقه‌ ما خیلی جلوتر است. مثلا اگر شما بدانید بزرگ‌ترین تولیدکننده خاویار در منطقه‌ ما ابوظبی است و بهترین خاویار ایرانی را آن‌ها در دریاچه بزرگ خود با کنترل دقیق و درست مطابق فرمول آب دریای خزر تولید می‌کنند، می‌بینیم که اینها رؤیاپردازی نیست. خاویار آن‌ها امروز نام و نشان تجاری بزرگی هم ایجاد کرده، در رشته‌های دیگر هم در کشت و زرع و صنعت پیشرفت می‌کنند. البته برای ما هم این روند الگوی خوبی خواهد بود. آن‌ها را می‌بینیم و امیدواریم مسئولان ما هم یاد بگیرند و به آینده بیندیشند و اجازه ندهند دولت ایران که پیشرفته‌ترین کشور منطقه بوده است، تبدیل به عقب‌مانده‌ترین شود.

با توجه به اینکه عربستان و سایر کشورهای منطقه ازجمله ترکیه، امارات و یمن، ممکن است خودشان در برهههایی از زمان درگیر جنگهای داخلی باشند و کل منطقه خاورمیانه دچار التهاباتی باشد، تا سال ۲۰۳۰ عربستان و خاورمیانه با این برنامههایی که دارند، به چه صورت در خواهند آمد؟

تا ۲۰۳۰ فاصله‌ زیادی باقی نمانده است و در ضمن عربستان برنامه‌های خودش را با کارشناسی داخلی به انجام نمی‌رساند. عربستان بزرگ‌ترین کشور تأمین‌کننده‌ انرژی دنیاست، دنیا هم به آن نیاز دارد و آن‌هایی که با عربستان همکاری می‌کنند در تلاش‌اند از یک کشور عقب‌‌مانده و فقیر، یک کره‌جنوبی و ژاپن دیگر و یک کشور تولیدکننده جدید درست کنند که بتواند بازار خوب و شریک معتبری برای خودشان باشد. بنابراین این جنگ‌های داخلی به صورت تظاهرات و وقایع مقطعی رخ خواهد داد و حداکثر این است که موجب سرکوبی چنان وسیعی خواهد شد که حکومت‌ها اصلا اختلافاتی را که موجب درگیری شده، حذف می‌کنند. سیستم خاورمیانه‌ای این است که مخالفان خود را اصولا از صحنه‌ روزگار محو می‌کنند. ترکیه جنگ داخلی را با کردها دنبال می‌کند، کردها هم باید خود را با شرایط جدید دنیا وفق دهند و به طریق دموکراتیک در قالب مملکت ترکیه خواست‌های خود را دنبال کنند. اگر این جنگ‌ها تداوم پیدا کند، با بمباران وسیع، کل شهرهای کردنشین نابود و صورت‌مسأله حذف خواهد شد. این روش خاورمیانه‌‌ای بوده است و دو طرف باید بفهمند اگر می‌خواهند وارد عرصه جهانی شوند،‌ باید با معیارهای روز جهانی وارد شوند، خواسته‌های خود را بفهمند و اگر برنامه‌ای به سودشان است، به آن عمل کنند. دیگر از روزی که یک شورش داخلی بتواند یک نظامی را که متکی به قدرت و نظام مرکزی معتبری است از کار بیندازد،‌ گذشته است؛ مگر این‌که یک نظام از درون فروبپاشد.

کشورهایی که بهعنوان اقمار عربستان در خاورمیانه حضور دارند از این برنامه‌‌های توسعهای چه اندازه منتفع میشوند؟

درواقع عربستان باید بیش‌تر از برنامه‌های توسعه‌ آن‌ها منتفع شود. برای این‌که این کشورهای اقماری از قطر گرفته تا امارات متحده، کویت، مسقط و عمان،‌ همه از نظر اجتماعی و توسعه‌های اقتصادی و صنعتی وضعشان از عربستان بهتر است. آن‌ها الگوی عربستان هستند. عربستان فقط به علت بزرگ‌تربودن و این‌که مرکز مکه و مدینه است، این احساس را دارد که بتواند خلیفه و سلطان این کشورها باشد که این‌ها هم در برابرش مقاومت خواهند کرد. بری مثال، قطر تن به تسلیمی که عربستان می‌خواست نداد. البته کویت مقداری خود را مدیون عربستان می‌‌داند، به دلیل حمایت عربستان در جنگ صدام حسین. امارات هم به دنبال امپراتوری جدیدی است. عربستان اگر خیلی مایل به همکاری منطقه‌ای است، کشور برادر خود یمن را در فقر و فلاکت نگه نمی‌داشت، عربستان یمن را هم به جامعه‌ خود نپذیرفت، چون فقیر بود و آن‌ها مایل نبودند ثروت خود را با یک توده‌ بزرگ عربی فقیر تقسیم کنند که حتی از همه‌ این‌ها از نظر فرهنگی بالاتر و از نظر سابقه‌ تاریخی منسجم‌تر است و نسبت به خودشان برتری‌های مدنی داشته و دارد؛ اما اگر به این نتیجه برسند که برای آن‌ها با این ثروت، یک کشور ۳۰میلیون‌نفری موجب فقرشان نخواهد شد، آن موقع می‌توانند یک همکاری منطقه‌ای داشته باشند. البته عربستان هرگز نمی‌تواند سلطه‌ خود را به‌عنوان برادر بزرگ‌تر و روش اربابانه‌ای که دلخواه خودش است، در آن‌جا تثبیت کند.

با توجه به اینکه هدف و ایدهآل برنامه ۲۰۳۰ و کشورهای خاورمیانه، کاهش وابستگی به نفت است، استفاده از فناوری و جایگزینکردن انرژیهای سبز در مواردی ازجمله تولید غذا و سیستم حملونقل و مواردی از این دست، چطور میتواند در عربستان محقق شود و تا الان چه اتفاقی افتاده و شهر روباتیکی که قرار بوده با سایر شهرهای عربستان متفاوت باشد، چطور شکل خواهد گرفت؟

آن‌ها مانند ایران از منابع بیکران خورشیدی و طبیعی قابل جایگزین برخوردار هستند. ممکن است در بحث شهر روباتیک خیلی موفق نباشند؛ اما در حوزه مدرنیزاسیون با بهره‌مندی از انرژی‌‌های طبیعی، شهر سبز و شهر سالم، در آن بخش کاملا موفق و الگو خواهند بود و دیگران هم باید از آن‌ها پیروی کنند. بزرگ‌ترین هنر آن‌ها نیز در تولید آب خواهد بود. درباره این موضوع که بخواهند این انرژی‌ها را جایگزین نفت کنند، باید توجه داشت که بالاخره یک روز نفت این کشورها به پایان خواهد رسید که البته آن روز در فاصله‌ زمان ۲۰۳۰ قرار ندارد و ماورای آن است؛ اما خودبه‌خود میزان سهم نفت در کل اقتصاد یک کشور مترقی کم‌تر خواهد شد. هم‌اکنون در خود ایران سهم نفت حدود یک‌سوم اقتصاد ایران را در برمی‌گیرد؛ درحالی‌که زمانی ۹۹ درصد اقتصاد ایران بر پایه نفت بوده است. عربستان هم همین‌طور است. عربستانی که این همه صنایع اطرافش به وجود آمده و توسعه پیدا می‌کند؛ صنعت فولاد، سیمان، صنایع بزرگ پتروشیمی بزرگ‌تر از ما، طبیعی است که این صنایع خودشان سهمی را اشغال می‌کنند و این سهم روز‌به‌روز بیش‌تر می‌شود و هرچقدر هم درآمد نفتی عربستان بیش‌تر باشد و توسعه‌ آن بخشی از اقتصاد شود، میزان سهم نفت را کم‌تر و کم‌تر خواهد کرد و عربستان ناچار است به آن سمت حرکت کند. عربستان خود را پمپ‌بنزین دنیا نمی‌داند. عربستان با نسل‌های تحصیل‌کرده‌اش که روی کار می‌آید،‌ مانند هر کشور دیگری در منطقه،‌ مسؤول آینده‌ کشورش و تأمین آب، برق، کشاورزی و کشت است؛ این‌که مردمانی که روی نفت زندگی می‌کنند، دچار آب شور نشوند، در فصل گرما برقشان نرود. این بی‌لیاقتی حاکمان عربستان را می‌رساند؛ اما اگر بتوانند برق و آب و شغل و درآمد آن‌ها را تأمین کنند؛‌ یعنی درآمد نفت را صرف توسعه‌ فرهنگی و اقتصادی بکنند، به همه آمال بشری آن‌ها جامه عمل می‌پوشاند. ضمنا این را باید دانست که فرهنگ یک موضوع جهانی است. ما نه فرهنگ غربی اختصاصی داریم و نه شرقی. فرهنگ عبارت از آن وضعیت بهینه‌ای است که نیازهای غیر از خوردوخوراک بشری را تأمین می‌کند و او را از لحاظ کیفی و نیازهای روحی و روانی و اخلاقی ارضا می‌کند. در این زمینه‌ها همه‌ دنیا به یک سو می‌روند. نکته‌ای که ضد تمام اینها عمل می‌کند، نظامی‌گری و سلطه‌ افکار برتری‌طلبانه‌ نظامیان بر جامعه‌ فرهنگی و علمی است که کاملا در مغایرت با توسعه اقتصادی و فرهنگی و همبستگی جهانی و بهره‌مندی مردم از زندگی و رفاه بهتر کار می‌کند و متأسفانه در جامعه‌ عربستان این نوع نظامی‌گری رو به توسعه است.

 

پیشنهاد پیشران توسعه به شما : فاصله نجومی طرح‌های سعودی با مفهوم واقعی توسعه