فاصله نجومی طرح‌های سعودی با مفهوم واقعی توسعه

خاورمیانه و خلیج‌فارس از معدود مناطق جهان به شمار می‌آیند که هنوز از ظرفیت‌های بالقوه آن‌ها به خوبی استفاده نشده و فاصله زیادی بین ظرفیت‌های بالقوه و ظرفیت‌های بالفعل آن‌ها وجود دارد که هرگونه سرمایه‌گذاری را سود‌آور می‌کند؛ ضمن این‌كه این مناطق به‌عنوان سرزمین‌های دارای ذخایر مهم انرژی شناخته می‌شوند. علاوه بر خلیج‌فارس که از دهه‌ها پیش ذخایر آن برای اقتصاد جهان شناخته‌شده بود، در دهه‌ها و سال‌های اخیر منابع انرژی جدیدی در دریای مدیترانه و کشورهایی مانند سوریه کشف شد که بر اهمیت این مناطق مانند خلیج‌فارس افزود. با توجه به این ظرفیت‌ها، قدرت‌های رقیب در جهان توجه ویژه‌ای به حضور در این مناطق دارند و ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و چین به‌شدت برای تقویت حضور در این مناطق تلاش می‌کنند. چین در امتداد پروژه عظیم جاده ابریشم۲ به‌تازگی قراردادی با كویت برای اجاره‌ی ۹۹ساله‌ی جزایر «بوبیان» و «فیلکه» در ازای پرداخت حدود ۵۰ میلیارد دلار به امضا رسانده و قرار است ۴۰۰ میلیارد دلار نیز در این جزایر سرمایه‌گذاری کند. به نظر می‌رسد این طرح در واکنش به معامله قرن دولت ترامپ صورت می‌گیرد که در آن تلاش شده هژمونی اقتصادی آمریكا و اسرائیل بر منطقه تثبیت شود و برنامه‌های توسعه‌ی نسل جدید قدرت در عربستان و ابوظبی نیز در این چارچوب معنی پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد خاورمیانه وارد دوران جدیدی از ابرطرح‌ها می‌شود که در آن هریک از قدرت‌ها نقش و جایگاه خود را در دوران بازسازی حفظ و تقویت می‌کنند.

اما در این میان، اقتصاد عربستان یک اقتصاد تک‌محصولی است که تاکنون بر اساس فروش نفت یا سرمایه‌گذاری در پتروشیمی و فراورده‌های نفتی اداره شده و خیلی از سرمایه‌گذاری‌های خود را نیز در کشورهای غربی انجام داده است. البته حج نیز برای این کشور درآمدزا بوده است؛ اما تاکنون توجه چندانی به آن نمی‌شد. با‌این‌حال عربستان در چارچوب دو برنامه‌ی ۲۰۲۰ و ۲۰۳۰ توجهی جدی به اقتصاد غیرنفتی و متنوع‌کردن درآمدهای خود نشان داده است؛ اما با توجه به این‌كه زیر‌ساخت‌های لازم صورت نگرفته، بنابراین در آغاز راهی طولانی قرار دارد و با توجه به تقلیدی‌بودن این برنامه‌ها و ماهیت وابسته آن‌ها، تردیدهایی جدی درباره موفقیت‌آمیزبودن این برنامه‌ها وجود دارد؛ به‌ویژه آن‌که امکان دارد مقاومت‌های داخلی نیز سر راه اجرای این اصلاحات به‌خصوص در زمینه‌های فرهنگی، مذهبی و آموزشی صورت گیرد.

ارایه‌ی برنامه‌ی‌ موسوم به ۲۰۳۰ برای عربستان نیز کاملا با انگیزه سیاسی بوده است و پیش از این‌كه با هدف توسعه اقتصادی صورت گرفته باشد، با هدف کسب مشروعیت برای محمد بن‌سلمان ارایه شده كه شیوه غیرمتعارفی را برای تصاحب قدرت در عربستان سعودی در پیش گرفته و همه‌ی رقبا را یکی پس از دیگری کنار زده و با توجه به این‌که تصور می‌کند در درون خاندان پادشاهی حامی و پشتیبانی ندارد، ازاین‌رو، برای کسب مشروعیت در خارج از خاندان تلاش می‌کند و با شعار اصلاحات اقتصادی- فرهنگی که در قالب چند برنامه ازجمله ۲۰۳۰ ارایه می‌شود، قصد دارد حمایت نسل جوان عربستان را به دست آورد و پایه‌های لرزان کرسی پادشاهی را تا حدودی محکم کند. از طرفی، یکی از برنامه‌های ریاض، تأسیس شهر روباتیک «نئوم» است. ایجاد این شهر بخشی از پروژه موسوم به معامله‌ی قرن است که هدف اصلی از ارایه‌ی آن، حل بحران فلسطین با هزینه‌ی اعراب و به‌ویژه عربستان است. قرار است آوارگان فلسطینی در دو شهری که بناست در دو سوی دریای سرخ و در امتداد پل ارتباطی جزایر «تیران» و «صنافیر» ساخته شوند، اسکان داده شوند. البته به محمد بن‌سلمان وعده داده شده شهر نئوم به مهم‌ترین مرکز سایبری و الکترونیکی در خاورمیانه تبدیل خواهد شد و شرکت‌های مهم دنیا در این شهر نمایندگی افتتاح می‌کنند. همه‌ی این موضوعات در حال حاضر در مرحله‌ی تئوری و برنامه‌های روی کاغذ است و تا رسیدن به عمل، زمانی طولانی پیش‌رو خواهد بود. اجرای این طرح و برنامه‌ها مستلزم عادی‌سازی کامل روابط عربستان و اسرائیل است که در این زمینه نیز موانعی سیاسی وجود دارد و این مسأله برای عربستان پرهزینه خواهد بود.

در نهایت، عربستان به معنایی که در سایر مناطق جهان موضوعیت دارد، فاقد مرکز و پیرامون اقتصادی است؛ چراکه سعودی‌ها کشوری کاملا تک‌محصولی دارند که از نظر اقتصادی کاملا به محصولات نفتی وابسته است؛ اما با توجه به نبود حساب‌رسی اصولی برای درآمدهای نفتی در عربستان و اختیار تام خاندان سلطنتی برای استفاده و دست‌اندازی به ثروت ملی، ریاض توانسته در سایه‌ی این درآمدها، در مناطقی از جهان به‌خصوص در کشورهای فقیر، متحدانی را برای خود ایجاد کند. البته همچنا‌ن‌که اسناد ویکی‌لیکس هم نشان داده، عربستان به پشتوانه‌ی‌ این درآمدها حتی به خرید رسانه‌ها در کشورهای غربی نیز روی آورده و در مواردی هم توانسته مواضع دولت‌های متبوع این رسانه‌ها را نیز به خود جلب کند؛ بنابراین مرکز و پیرامونی که بین عربستان و سایر کشورهای وابسته به این کشور وجود دارد، کاملا با مفهوم رایج آن در اقتصاد بین‌الملل و توسعه متفاوت است و در واقع این‌ کشورها جیره‌خواران نظام سعودی هستند که هیچ استقلالی از خود ندارند.

 

پیشنهاد پیشران توسعه به شما : نظامی‌گری عربستان مانع توسعه است