چین از اجرای برنامه 2025 چه اهدافی را دنبال می‌کند؟
تجارت و تکنولوژی سلاح‌هـای عصـــــر جدید

جنگ جهانی دوم تصوری از قدرت را در ذهن جهان ایجاد کرد که بر اساس این تصور، هر کشوری که توان نظامی بیشتری داشته باشد، لاجرم در صحنه بین‌الملل تأثیرگذارتر خواهد بود. بر اساس همین تصور، سال‌های پس از جنگ جهانی دوم به سال‌های سیاه جنگ سرد تبدیل شد. اکنون اما مناسبات بین‌المللی در زمینه جذب و کسب قدرت تغییر ماهیت داده‌اند. آن که در این عرصه توان و قدرت صنعتی و اقتصادی بیشتری داشته باشد، می‌تواند به‌عنوان کشوری توانمند در صحنه جهانی به ایفای نقش بپردازد. در همین راستا، جمهوری خلق چین تلاش می‌کند با دستیابی به قدرت اقتصادی مبتنی بر فناوری، به بازیگر تأثیرگذار جهانی تبدیل شود. چین در این راستا برنامه بلندپروازانه‌ای با عنوان «ساخت‌ چین ۲۰۲۵» را از سال ۲۰۱۵ آغاز کرده است. در این رابطه، با مهدی مطهرنیا، آینده‌پژوه و استاد دانشگاه، گفت‌وگو کرده‌ایم. مطهرنیا تضاد منافع میان ایالات متحده و چین را مهم‌ترین چالش پیش‌روی این برنامه عنوان کرده است.

جایگاه برنامه‌ «ساخت چین ۲۰۲۵» در شرایط کنونی اقتصاد این کشور در ارتباط با اقتصاد بین‌الملل را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یکی از اولویت‌های چین توسعه اقتصاد است. اقتصادی که در‌حال‌حاضر مبتنی بر فناوری‌های وارداتی است. به بیان دیگر، چین با وجود پیشرفت‌های بزرگ و گام‌های بلند اقتصادی، همچنان در بافت تاریخی پیوسته با اقتصاد بین‌المللی با مرکزیت غرب حرکت می‌کند. به عبارت دیگر، آنچه در چین رخ می‌دهد، تحول‌محور است و محور اصلی‌ای که تحولات اقتصادی و صنعتی چین دور آن می‌چرخد، پیشرفت‌های فنی و دستاوردهای ناشی از آن در غرب است.

بنابراین اگر نگوییم اقتصاد چین به غرب وابسته است، باید آن را به ناچار، اقتصادی پیوسته با غرب در نظر گرفت. اکنون جهان غرب، به‌ویژه ایالات متحده، در حال عبور از انقلاب صنعتی چهارم و آغاز عصر انقلاب صنعتی پنجم هستند. انقلاب صنعتی چهارم، انقلاب صنعتی مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال بود. امروز فناوری‌ها در حال گذار به سمت هوش مصنوعی هستند.

اگرچه چین در تلاش برای دستیابی به هوش مصنوعی است، اما هنوز از آمریکا عقب است. در‌عین‌حال آمریکا نیز باقی‌ماندن در انقلاب صنعتی چهارم را به‌صرفه نمی‌داند و از این رو درپی آن است که بتواند به صادرات فناوری به کشورهای پیرامونی، از‌جمله صادرات به کشور پیوسته اقتصادی با اقتصاد بین‌الملل روی آورد.

این پیوند در لایه‌های زیرین موجب می‌شود آمریکا زمینه‌های انتقال و صدور صنعت به چین را نیز فراهم کند و مانعی در برابر آن ایجاد نکند. از سوی دیگر، چینی‌ها در ایجاد صنعت مونتاژ و کپی‌برداری، پویا و فعال بوده‌اند و نشان داده‌اند در این زمینه استعداد بالایی دارند.

بنابراین چین در سند ۲۰۲۵ بسیاری از صنایع نسل چهارم انقلاب صنعتی را از آنِ خود خواهد کرد و در نسل سوم، برتری خود را به کشورهای رقیب دیکته خواهد کرد.

به‌طور مثال، به نظر می‌رسد در آینده‌ی نزدیک و نه‌چندان دور، چین بتواند از نظر صنایع الکترونیک و کامپیوتر در رأس بازار جهانی، قدرت را در دست بگیرد و رتبه نخست را در آینده در این بخش داشته باشد. درعین‌حال با توجه به پیشرفت‌هایی که در عرصه‌ی انقلاب صنعتی پنجم و آنچه که من انقلاب صنعتی ششم می‌خوانم و در آن دیگر هوش مصنوعی در مرکز ثقل نخواهد بود، بلکه روح مصنوعی در مرکز ثقل قرار می‌گیرد، چین در وضعیت معناداری نسبت به ایالات متحده آمریکا قرار خواهد گرفت.

 

جایگاه اقتصاد چین در تقابل با ایالات متحده چگونه است؟ آیا توان رقابت در شرایط کنونی وجود دارد؟

در فناوری‌های نوین ایالات متحده آمریکا فاصله بسیار زیادی با چین دارد و نمی‌توان این فاصله را نادیده گرفت. اگرچه در عرصه اقتصاد، بازرگانی و تجارت، چین می‌تواند ادعای آن را داشته باشد که با تولیدات متنوع و متکثر و کیفیت‌های متفاوت، بازار جهانی را از آنِ خود کرده است و از این نظر می‌تواند پیشرو قلمداد شده یا در آینده گوی سبقت را برباید؛ اما از منظر فناوری، چین هنوز فاصله زیادی با ایالات متحده دارد. فناوری‌هایی که امروز در ایالات متحده آمریکا کار می‌کنند، تفاوت بسیاری با فناوری‌هایی دارد که اساسا در عرصه منطق چین دیده می‌شود.

اقتصاد ایالات متحده آمریکا از دهه ۱۹۹۰ به بعد به اقتصاد بین‌المللی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که دیگر اقتصادهای جهان را درون خود فرو‌برده است. حتی اقتصاد چین بخش عظیمی از سرمایه‌گذاری‌های خود را در بازار ایالات متحده آمریکا انجام داده است. به این معنا که در سال ۲۰۰۸ که ایالات متحده آمریکا در بحران اقتصادی فرومی‌رفت، این پکن بود که به نجات اقتصاد ایالات متحده آمریکا روی ‌آورد.

بنابراین اینکه اکنون اقتصاد ایالات متحده یا فناوری‌های موجود در این کشور با چین مقایسه شود، چندان قیاس حقیقت‌محورانه‌ای نیست؛ اگرچه واقعیت‌هایی بیرونی داشته باشد، ما را به اشتباهات محاسباتی می‌اندازد و بیشتر این مقایسه‌ها به واسطه نوعی مسایل سیاسی رخ می‌دهد. چنین مقایسه‌هایی برای ایجاد یک فضای رسانه‌ای صورت می‌گیرد. ولی در عمل اقتصاد ایالات متحده آن‌چنان در اقتصاد بین‌الملل و اقتصاد قدرت‌های بزرگ در هم تنیده است که باید گفت دستاوردهای اقتصاد آمریکا در کلوپ‌های جهانی مشهود است که می‌توان از آن این را تبیین کرد که بدهی‌های اقتصاد آمریکا، بدهی‌های جهانی است.

 

در چنین شرایطی که جنگ اقتصادی چین و آمریکا در جریان است، آینده برنامه ۲۰۲۵ چگونه خواهد بود؟

به هر تقدیر، ۲۰۲۵ با چالش‌های جدی ساختاری، کارکردی و موقعیتی روبه‌رو است. بر همین اساس، صنایع و تکنولوژی چین دست‌دوم هستند. به بیان دیگر، یک تکنولوژی کپی‌برداری‌شده است و در آن کم‌تر خلاقیت دیده می‌شود. همواره چین در حوزه‌ فناوری‌ها در وضعیت مناسب و در رده دوم بین‌المللی قرار دارد. اگرچه اکنون بارقه‌هایی از امید در چین و دانشگاه‌های این کشور وجود دارد، اما هنوز جای گفت‌وگو و تردید را در خود نهفته نگه داشته است. از سوی دیگر، باید بپذیریم در عین حالی که چین در ابعاد اقتصادی، تجارت و بازرگانی از نظر ساختاری در جایگاه نخست قرار دارد، اما بازارهای اصلی نظام بین‌الملل در برابر توان چین نوعی مقاومت را از خود نشان می‌دهند.

اکنون چین در بازارهای آسیایی، به‌ویژه در بازار کشورهایی که ارتباط سیاسی معناداری با غرب دارند و این ارتباط سیاسی معنادار با غرب در حالت ضدتزاحم و تضاد است، می‌تواند مانور بیشتری بدهد و اگر بخواهد در هماوردی با فناوری‌های کشورهای غربی قرار بگیرد، باید اجناسی را تولید کند که از نظر کیفی هزینه بسیار بالایی را به این کشور تحمیل می‌کنند و این هزینه مزیت رقابتی آنها را با کالاهای فن‌محورانه غرب بسیار پایین می‌آورد.

از این رو، آنچه اکنون چین را از نظر تجارت و بازرگانی بیشتر پیش برده است، نوعی تولید و رده‌بندی تولیدات آن نسبت به کشورها و بازارهای متفاوت است. چین به نوعی مخاطب‌شناسی رسانه‌ای را در مشتری‌شناسی منطقه‌ای به وجود آورده است و با این مشتری‌شناسی منطقه‌ای، کیفیت کالای خود را بر اساس سود بیشتر تغییر و تحول می‌دهد تا بتواند با ساخت کالاهای دست‌سوم و فروش آن‌ها به بازارهای دیگر، زمینه‌های ایجاد مزیت رقابتی را فراهم کند. باید این نکته را مدنظر قرار داد که از نظر فناوری چین با چالش هویتی و از سوی دیگر با توجه به تنوع بازارها با چالش ساختاری نیز مواجه است.

 

آیا امکان تصادم و تضاد میان چین و آمریکا درپی اجرای برنامه ۲۰۲۵ وجود دارد؟

هم‌اکنون هم جنگ پنهان تکنولوژیک میان این دو بازیگر بزرگ بین‌المللی در جریان است. این دو، سال‌ها در کشورهای مختلف با اعزام دانشجو به دانشگاه‌های برتر دنیا و از سوی دیگر ایجاد دانشگاه‌های پیشرو در زمینه فناوری، وارد ساخت نیروی انسانی برای این جنگ شده‌اند. بنابراین رقابت امروز در لایه‌های پنهان جاسوسی در این کشورها آغاز شده است.

در‌حال‌حاضر یکی از مهم‌ترین بخش‌های فعالیت‌های سازمان‌های اطلاعاتی متوجه ایجاد فضای معنادار در ارتباط با فناوری‌های پیشرفته است. به‌این‌ترتیب باید بپذیریم این جنگ در لایه‌های پنهان ادامه دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. از سوی دیگر، در آینده با توجه به ایجاد رقابت شدید، این چالش‌ها افزایش بیشتری پیدا خواهند کرد.

 

جایگاه ایران را در چالش‌های بین‌المللی کنونی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متأسفانه ایران در این زمینه بیش از آن‌که به واقعیت‌ها و حقایق توجه کند، به شعارها و ایده‌آل‌هایی پرداخته است که بیشتر جنبه‌ی تبلیغاتی پیدا کرده‌اند. به‌طور مثال، امروز اعلام می‌کنیم که از نظر علمی در جهان توانسته‌ایم جایگاه خود را ۱۷ درصد در رده‌بندی بین‌المللی افزایش دهیم، اما وقتی به واقعیت این امر توجه می‌کنیم، بیشتر این آمار ناشی از وجود مقالاتی است که در ایران برای گرفتن مدرک دانشگاهی به صورت جبری حاصل می‌شود و در آن کم‌تر تولید، نظریه‌پردازی و نظریه‌سازی برای ایجاد الگوهای فناوری وجود دارد.

اگرچه توانسته‌ایم در سلول‌های بنیادین و انرژی هسته‌ای مدعی پیشرفت‌های بسیار بالایی باشیم، اما در دنیای صنعتی امروز که وارد انقلاب صنعتی پنجم شده است، چندان محلی از اطمینان و اعتماد را به بار نمی‌آورد؛ بنابراین باید معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری‌ و سازمان و معاونت‌های مربوطه دیگر، به‌طور مداوم به رصد موضوعات و پیشرفت‌ها بپردازند و زمینه‌های پیشرفت را در این حوزه فراهم کنند.

پیشنهاد پیشران توسعه به شما : چین به مهم‌ترین صادرکننده علم و فناوری در جهان تبدیل خواهد شد