امیر ناظمی، دکترای سیاست‌گذاری علم و فناوری دارد و عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور است. مطالعات او درباره سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی، ما را بر آن داشت تا با این عضو هیأت عامل سازمان فناوری اطلاعات ایران درباره‎ی برنامه‌ی چین 2025 گفت‌و‌گو کنیم. ناظمی در این گفت‌وگو با نگاهی به تاریخ توسعه، چین را مرکز مداقه قرار می‌دهد و به مفاهیمی مانند توسعه، برنامه‌ریزی در ایران و چین و ابعاد مختلف برنامه چین 2025 می‌پردازد. در زیر گزارشی از این مصاحبه آمده است.

 

چین و توسعه

«مسیر توسعه چین را باید در یک گذار تاریخی دید. نقطه‌عطف این گذار، دهه‌ی 70 است؛ زمانی که دنگ شیائو پینگ بر قدرت می‌نشیند»؛ این‌ها را امیر ناظمی، عضو هیأت عامل سازمان فناوری اطلاعات ایران، بیان می‌کند. او در تفسیر وضعیت فعلی چین، معتقد است حضور مائو در چین به‌جز تشکیل دولت مرکزی قدرتمند، هیچ دستاورد دیگری برای این کشور نداشته است و سیاست‌های او مانند طرح‌های انقلاب فرهنگی و جهش رو‌به‌جلو، به‌کل شکست خورده‌اند. در مقابل، دنگ شیائو پینگ، معماری چین را بر اساس دو اصل بنا کرد؛ طرح‌هایی که اتفاقا در آن زمان مخالفانی جدی داشت. ناظمی درباره‌ی برنامه‌ی دنگ می‌گوید: «سیاست خارجی و درهای باز و اصلاحات داخلی، سیاست‌هایی بود که او اتخاذ کرد». ناظمی معتقد است چین به طرز هوشمندانه‌ای به سیاست در‌های باز اهمیت بیشتری نسبت به اصلاحات داخلی می‌داد. اصلاحات داخلی با اعتراضات گسترده‌ای همراه بود، اما سیاست درهای باز همچنان پی گرفته شد. ناظمی برخلاف بسیاری از تحلیلگران، بر این عقیده است که سیاست در‌های باز در چین، تنها به دلیل مسایل اقتصادی و جذب سرمایه‌گذار رخ نداد. او برای اثبات ادعای خود، به اظهارات دنگ اشاره می‌کند و می‌گوید: «دنگ به سه محور اشاره و بر آن‌ها تأکید می‌کند. او می‌گوید من دوست ندارم مدیرانی داشته باشم که کور و نابینا باشند». ناظمی در تفسیر سخنان دنگ می‌گوید: فقدان اطلاعات منجر به ناآگاهی مدیران خواهد شد و نمی‌توانند تحلیل دقیقی داشته باشند. دومین محور دنگ که ناظمی به آن اشاره می‌کند، این است که دنگ بر این موضوع اعتقاد داشت که در فقدان فضای رقابتی، مدیران به‌سختی انتقادات را می‌شنوند و این امر در نهایت به انحصار اقتصادی و سیاسی شدت می‌دهد. سومین بخش این است که مدیران در صورت بسته‌بودن در‌ها، دماغ پربادی خواهند داشت؛ زیرا با دیگران مقایسه نمی‌شوند. ناظمی معتقد است فرارفتن سیاست‌های در‌های باز چین با چنین رویکردی ارزشمند شد و تداوم یافت.

 

توسعه، انتخاب سخت

«توسعه حاصل مجموعه‌ی انتخاب‌های متفاوت و مستمری است که یک کشور اتخاذ می‌کند و این انتخاب‌ها، انتخاب‌های سختی است»؛ ناظمی با ارایه این تعریف از توسعه، تصریح می‌کند: سیاست‌های دنگ انتخاب‌های سختی بود که او آن‌ها را با وجود مخالفت‌های بسیار، اتخاذ کرد. وی معتقد است تصمیمات دنگ انتخاب‌های سختی بود که مخالفانی جدی داشت، منافع برخی از گروه‌ها را تهدید می‌کرد و حتی بازیگران را تغییر می‌داد. او با الهام‌گرفتن از تجربه چین، مؤکدانه می‌گوید: «ما نمی‌توانیم توسعه پیدا کنیم، مگر این‌که تصمیمات سخت، مستمر و صحیحی بگیریم؛ به این معنا که در مقاطع مختلف، تصمیمات درست است که می‌تواند ما را به توسعه برساند».

 

مناطق آزاد تجاری

«دنگ چهار منطقه را به قصد صادرات‌محور‌بودن جدا می‌کند و مراد او از ارتباطات خارجی، به این معنی نیست که تمام مرز‌های کشور گشوده شود. همچنین این سیاست یک‌دفعه‌ای نبوده است»؛ ناظمی به سیاستی اشاره می‌کند که در سال‌های اخیر در ایران نیز پی گرفته شد؛ سیاستی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان به‌درستی اجرا نشد. ناظمی با اشاره به درس‌هایی که سیاست چین به همراه دارد، می‌گوید: «اول این‌که این سیاست، سیاستی نیست که در همه حوزه‌ها وجود داشته باشد؛ باید گام‌به‌گام و فازبندی‌شده پیش برود و دوم این‌که صرفا در راستای واردات نیست و باید صادرات را نیز در آن مدنظر قرار دهیم. این طرح در ابتدا با چهار منطقه شروع شد و پس از گذشت چند سال به 14 منطقه افزایش یافت». ناظمی همچنین بر نگاه حاکم بر چین و در راستای توسعه به نکته‌ ظریف دیگری نیز تأکید می‌کند و آن شناخت مهاجران چینی به‌عنوان فرصت نزد حاکمان در چین است؛ به این معنا که چینی‌ها دو‌تابعیتی‌ها را یک غنیمت برای جذب سرمایه، دانش جدید و در نهایت توسعه تلقی می‌کنند.

 

رقابت و برنامه‌ریزی

«نظام سیاسی تک‌حزبی چین برخلاف دیگر نظام‌های سیاسی که به‌طور عمده نظام‌های متمرکزی هستند، به‌شدت غیرمتمرکز است؛ به این معنا که نسبت به نظامی تک‌حزبی، اختیارات استان‌ها در چین بسیار بالاست و به همین دلیل امکان رقابت و سیاست‌گذاری‌های متفاوت در آن‌ها وجود دارد». او در تشریح ساختار چین و امکان شکل‌گیری فضای رقابتی با نقل گزاره بالا بر این موضوع تأکید می‌کند که با وجود شکل‌نگرفتن بازار آزاد در چین، رقابت در بسیاری از شئون سیاسی و اقتصادی این کشور ایجاد شده است و همین رقابت برنامه‌ریزی متمرکز در چین را طبیعی می‌کند؛ به این مفهوم که کلی‌گویی، اهداف غیرواقعی و تک‌بعدی‌بودن در برنامه‌های چینی‌ها وجود ندارد؛ در‌عین‌حال برنامه‌های توسعه از جنس قانون و تجویز نیست، بلکه ارشادی است؛ به این معنا که برنامه نزد چینی‌ها توصیفی است از هدفی که می‌خواهند به آن دست یابند، بدون این‌که الزاما پر از قانون و مقررات باشد.

پیشنهاد پیشران توسعه به شما : برنامه های چینی، چینی نیست